تبليغاتX
دختران آس وپاس
قربون هرچی دخی آس و پاس

تیر آرش در کمانم

نام ایران بر زبانم

سرکشم چون کوه آتش

آتشم، آتشفشانم

چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
 کاوه ام تارپود کاویانم

من ز ماد و از هخایم
از ارشک، ساسانیانم

مازیارم، بابکم من رهبر آزادگانم
یلدا، جشن نوروز هم مهرگانم
جشن

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 20:14  توسط دختران آس و پاس  | 

دست نوشته ی یکی از دخملان آس و پاس:

باران اوج وجود آسمان و ابر است...باران اشک کودک یتیم و بینوایی است که خسته از دنیای فانی از دیدگانش جاری و بر گونه هایش می لغزد.

باران نعمت خداوند است که از دل ابرهای بیکران بیرون آمده و در تن خاک جای می گیرد و هر تشنه ای را سیراب می کند.

باران واسطه ی میان انسانها با معشوق واقعی اش یعنی خداست...

چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت..آری زیر باران باید رفت،زیر باران باید رفت تا همه ی خستگی ها و دلتنگی هایت را بشوید و تو را سیراب نماید،سیراب،سیراب.بوی باران را باید شنید تا توانی بوی بهخشت خدا را حس کنی.بهشتی که جای جایش عطر آگین شده.عشق را باید در دانه دانه های باران بجویی تا عشق خدا در بهشت را توانی یافت.

دست هایت را باید بگشایی و به قطره های باران اجازه دهی تا در دستانت جای بگیرند و همان جا جان بسپارند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 0:19  توسط دختران آس و پاس  |